زن در عرصه فناوری اطلاعات...
جامعه اي كه حول محور اطلاعات به وجود آمده است باعث برقراري آزادي انتخاب در هر چيزي شده است. عدم دسترسي زنان به منابع چهارگانه ثروت، منزلت، اطلاعات و قدرت درهمه عرصه هاي تاريخ آشكار است. اين درحالي است كه برخي از طرح ريزان معتقدند كه فناوري اطلاعات از لحاظ جنسيتي بي طرف است !!!!! و درنتيجه زنان و مردان بايد به طور عادلانه از آن منتفع شوند.
موانع دسترسي زنان به فناوري اطلاعات
مانع فرهنگي كه تحت تاثير فرهنگ جهانشمول مردسالاري !! صورت مي گيرد، عدم آشنايي با زبان انگليسي، موقعيت جغرافيايي، عدم وجود امكانات مناسب با هزينه هاي سخت افزار و نرم افزار و نگهداري، عدم آشنايي به مهارتهاي انتشار و جستجوي اطلاعات و مهارتهاي ويژه رايانه و همچنين آگاهي محدود زنان در زمينه انواع فرصتهاي فراهم شده به وسيله فناوري اطلاعات و ارتباطات ازجمله موانع قابل لمس در اين زمينه است...
علاوه بر موارد فوق پژوهشي كه در اين زمينه در منطقه آسيا و پاسفيك انجام شده است، به طورخلاصه موارد زير را نيز متذكر مي شود:
* عدم ثبات سياسي، اقتصادي و اجتماعي بويژه در قفقاز، ارمنستان، جمهوري آذربايجان، گرجستان و مناطق آسياي مركزي؛
* فقدان سياستهاي تشويق كننده در زمينه استفاده از اين فناوري به عنوان ابزار توسعه كه مي تواند از ضعف زيرساختهاي اين فناوري مانند خطوط تلفن ناكارآمد يا نبود برق در برخي مناطق روستايي و مناطق دور در اقيانوسيه و قسمتهايي از آسيا ناشي شده باشد
نقش فنآوري اطلاعات و ارتباطات در ارتقاي دانش زنان
ارتباطات اجتماعي در بين مردم جهان بر اثر توسعهء فنآوري اطلاعات و ارتباطات- -ICT هر روز بيشتر ميشود و جهان در آستانه انقلاب دانش قرار گرفته است. فنآوري اطلاعات و ارتباطات پديدهاي است كه تمام اقشار جامعه ميتوانند بدون تبعيض به اندازهء ظرفيت و دانش خود از آن بهرهمند شوند، اين فنآوري الزاماً محدوديتي براي خانواده شهري و روستايي، زنان و يا مردان، سياه و سفيد قايل نيست. تركيب اين فنآوري همراه با ساير علوم ارتباطات ميتواند به خانوادهها كمك كند تا با سرعت بيشتري نسبت به شناخت و استفاده از آن اقدام كنند و بتوانند با ارتقاي دانش در فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي هم از جنبهء نظري و تصميمسازي و هم از جنبهء عملي و كاربردي سهم موثري داشته باشند.
متاسفانه به دليل محدوديتهاي مختلفي از جمله سنتهاي محلي، مسايل فرهنگي خاص، مشكل دسترسي به اطلاعات و منابع دانش، زنان سهم بسيار ناچيزي در فعاليتهاي و كاربردي سهم موثري داشته باشند.
متاسفانه به دليل محدوديتهاي مختلفي از جمله سنتهاي محلي، مسايل فرهنگي خاص، مشكل دسترسي به اطلاعات و منابع دانش، زنان سهم بسيار ناچيزي در فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي به صورت مستقيم دارند. اين محدوديتها باعث شده است زنان در عمل نتوانند توانمندي لازم براي مشاركت و رقابت مناسب با مردان را در بسياري از امور جامعه بهويژه در حوزهء اقتصادي داشته باشند. علاوه بر حوزهء اقتصادي اين موضوع باعث شده است تا زنان نتوانند در فعاليتهاي اجتماعي نيز بهصورت وسيع و مؤثر شركت كنند.
دانش و مشتقات آن مانند نوآوري و خلاقيت از پارامترهاي مهم كاهش فقر و توانمندسازي است و علاوه بر آن عاملي است تا زمينهء حضور زنان را در فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي گسترش دهد. براي دسترسي زنان به اطلاعات و دانش كه منجر به توسعهء اقتصادي ميشود، بايد از روشهاي متفاوتي نسبت به شرايط محلي و توانمندي و سواد اوليهء آنها استفاده شود. يك روش مناسب ميتواند ايجاد يك شبكهء انتقال تجربيات براي زنان بر روي شبكه جهاني اينترنت و يا شبكههاي محلي باشد. شبكهء دانش ميتواند به زنان كمك كند تا بهصورت آزادانه تجربيات خود را در اختيار ديگران قرار دهند و از تجربهء سايرين نيز در حوزههاي مورد علاقه استفاده كنند. با ايجاد شبكهء اطلاعات اقتصادي زنان، دهها روش براي دسترسي آنها به اطلاعات مورد علاقهكه منجر به يك حركت اقتصادي ميشود بهوجود ميآيد. زنان ميتوانند بهصورت تك به تك، گروهي و يا منطقهاي و بينالمللي در فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي بهصورت فيزيكي با مراجعه به مراكز دسترسي به اطلاعات شهري و روستايي و يا بهصورت مجازي بر روي شبكهء اينترنت حضور فعال داشته باشند و از اطلاعات و تجربيات جهاني بهرهمند شوند. زنان براي حضور در شبكهء دانش نيازمند آموزشهاي لازم براي ارتباط با دنياي خارج هستند كه اين كار باعث ميشود تا به فكر كار و مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي باشند. زناني كه در ارتباط با شبكهء دانش قرار بگيرند خواهند آموخت كه چگونه ميتوان از راه دور كار كرد، آنها ياد ميگيرند كه بر روي شبكه ميتوانند بازرگاني كنند، ياد ميگيرند كه اطلاعات روي شبكه كالاي ارزشمندي است كه بايد به دنبال استفاده از آن براي توسعهء اقتصادي باشند. البته در اين گذر مشكلاتي مانند گراني تجهيزات مانند رايانه، چاپگر و اسكنرو هزينهء اتصال به اينترنت، هزينهء آموزش و وجود اطلاعات وسيع به زبانهاي مختلف بهويژه انگليسي را بايد در نظر داشت.

زن در جامعهء اطلاعاتي
ايران به همراه 192 كشور جهان در اجلاس سران كشورهاي جهان در ژنو و تونس به عضويت جامعهء اطلاعاتي در آمده و عملاً اعلاميه اصول و برنامهء عمل آن را پذيرفته است. تاريخچهء مباحث جامعه اطلاعاتي از اين قرار است كه در سال 1998 ميلادي كشور تونس در كنفرانس اتحاديهء جهاني ارتباطات، پيشنهاد برگزاري اجلاس سران كشورهاي جهان در موضوع جامعه اطلاعاتي، WSIS را داد كه در نشست سال 2001 سازمان ملل متحد اين پيشنهاد پذيرفته شد. اولين اجلاس فاز WSIS در روزهاي 10 تا 12 دسامبر 2003 در ژنو انجام شد. تعداد شركتكنندگان در اين نشست 11 هزار نفر بود كه از اين تعداد 41 نفر پادشاه و يا رياست جمهور كشورها بودهاند. نتيجه اين نشست تاريخي تصويب اعلاميهء اصول و برنامهء عمل جامعه اطلاعاتي بوده است كه به امضاي روءساي كشورهاي جهان رسيده است. دومين اجلاس WSIS در روزهاي 16 تا 18 نوامبر 2005 در تونس انجام شد. تعداد شركت كنندگان 25 هزار نفر بوده كه از اين تعداد 47 نفر پادشاه و يا رياست جمهور كشورها بودهاند. نتيجه اين نشست هم تصويب تعهدنامه تونس و برنامه اجرايي تونس براي جامعهء اطلاعاتي به همراه تصميماتي در خصوص بررسي حاكميت اينترنت و بررسي مالي پروژهء فنآوري اطلاعات و ارتباطات براي توسعه ( D4ICT ) بوده است. طبق تعريف مورد توافق كشورهاي عضو، جامعه اطلاعاتي جايي است كه همهء اشخاص بدون تمايز به صورت آزادانه توان خلق، دريافت، شريككردن و بهكارگيري اطلاعات و دانش براي اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و توسعهء سياسي خود را دارند. محورهاي اصلي جامعهء اطلاعاتي آموزش، تجارت، بهداشت و مشاركتهاي اجتماعي هستند كه ميبايد با همكاري گروه چهارگانهء دولتها، بخش خصوصي، جامعهء مدني و سازمانهاي بينالمللي و با استفاده از ابزار فنآوري اطلاعات و ارتباطات به پيش رود. در اعلاميهء اصول جامعهء اطلاعاتي، چارچوب قواعد و رفتار براي ايجاد يك جامعهء اطلاعاتي مشاركتپذير مبتني بر روابط برابر آورده شده است. از جمله اهداف اعلاميهء اصول ميتوان به رفع شدن فقر و گرسنگي، تحصيلات ابتدايي براي همه، رفع تبعيض عليه زنان و توانمندسازي آنها، رشد سلامت و پيشگيري از بيماريها اشاره كرد. به طور كلي در اعلاميهء اصول جامعهء اطلاعاتي كه حول 11 محور آمده است و به موضوعاتي شامل: جهان شمولي، يكپارچگي، همبستگي، هم پيوندي، حقوق انساني و آزاديهاي اساسي، حق توسعه، تقويت احترام به حاكميت قوانين بينالمللي، آزادي عقيده و بيان از طريق رسانهها، پيشگيري از تبعيض در دسترسي به اطلاعات، رعايت اصول اخلاقي، حق حاكميت همهء كشورها پرداخته شده است. علاوه بر آن توصيههايي براي بهكارگيري علم در توسعهء جامعهء اطلاعاتي، از بين بردن فاصله و زمان با استفاده از فنآوري اطلاعات، تبديل شكاف ديجيتالي به فرصت ديجيتالي براي كشورهاي در حال توسعه، توانمندسازي جوانان، زنان و فقرا، توجه به تنوع فرهنگي و بومي، همكاري چهارگروه دولتها، بخش خصوصي، جامعهء مدني و سازمانهاي بينالمللي مطرح شده است.
همانطور كه ديده ميشود، اعلاميهء اصول و برنامهء عمل جامعهء اطلاعاتي فرصتهاي بسيار خوبي براي زنان فراهم كرده و حقوق آنها را در برابر مردان مساوي در نظر گرفته است. بنابراين زنان بايد از فرصت پيش آمده استقبال كنند و با ارتقاي دانش عمومي خود و مشاركت بيشتر در فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي جايگاه خود را در شروع قرن 21 در جامعهء اطلاعاتي كه در حال شكلگيري است تثبيت كنند.
در يك جامعهء اطلاعاتي زن به عنوان يك شهروند الكترونيكي يا در ميان يك خانوادهء الكترونيكي زندگي ميكند و يا در يك سازمان الكترونيكي مثل شهرداري مشغول بهكار است و احتمالاً از يك فروشگاه در شهر الكترونيكي خريد ميكند و ارتباطات ايشان با دولت از طريق يك پيشخوان دولت الكترونيكي است. شهروند الكترونيكي در اين راستا به شخصي گفته ميشود كه دانش روز براي انجام كار، زندگي و تفريح را با استفاده از ابزار فنآوري اطلاعات و ارتباطات مثل اينترنت و ساير كاربردهاي آن مانند آموزش مجازي، بانكداري الكترونيكي، بهداشت الكترونيكي و تجارت الكترونيكي داشته باشد و به راحتي بتواند آنها را بهكار گيرد. در چنين جامعهاي كه آن را جامعهء اطلاعاتي ميگويند، فرصتهاي اقتصادي و اجتماعي بسياري براي شهروندان بهويژه براي زنان بهوجود ميآيد كه متاسفانه بسياري از مردم آن را نميشناسند. بنابراين، براي آشنايي و استفادهء مناسب زنان از امتيازات موجود در يك جامعهء اطلاعاتي كه پتانسيل آن بر روي شبكههاي مختلف محلي، منطقهاي، ملي و بينالمللي ديده ميشود بايد اقدامات فرهنگي و آموزشي را انجام داد. با توجه به محدوديتهايي كه بر اساس سنتهاي تاريخي در بعضي از جوامع براي زنان وجود دارد بايد همواره با دقت عمل كرد تا جامعهء زنان بتوانند فضاي جديد را بپذيرند و به آن اعتماد كنند. زنان بايد بپذيرند كه جهان وارد فضايي متفاوت از شرايط سنتي گذشته كه به آن عادت كرده بودند شده است، بايد ياد بگيرند كه در طول عمر همواره آموزش ببينند و خود را براي تغيير بيشتر نيز آماده كنند. همينطور زنان بايد بدانند كه مراحل گذر از وضعيت سنتي به شرايطي كه آنها را آماده براي حضور در جامعهء اطلاعاتي كند چندان آسان نيست، بنابراين آموزشهاي مختلفي را نياز خواهند داشت. به عنوان مثال آگاهي دادن و آموزش به زنان كمسواد و روستايي كه از امكانات ارتباطي كمتري برخوردار هستند با زناني كه داراي تحصيلات دانشگاهي هستند و دسترسي به فنآوريهاي نوين را دارند، متفاوت است. با اين وجود بايد به دنبال راهكارهاي خلاقانه و نوآورانهاي بود تا بتوان دسترسي تمام زنان علاقهمند را صرف نظر از سطح سواد، رنگ، نژاد و ساير محدوديتها در يك سيستم شبكهاي مبتني بر دانش براي زنان فراهم كرد. برنامهء عملي جامعهء اطلاعاتي ميتواند بستر مناسبي براي آغاز راه ورود به جامعهء اطلاعاتي باشد كه زنان بايد با مشاركت در گروههاي كاري مختلف در پياده سازي آن همكاري و مشاركت فعال داشته باشند.
نقش اينترنت در توسعهء اجتماعي زنان
اينترنت يك عنصر بدون تبعيض است كه همگان به تساوي امكان استفاده از آن را دارند. بسياري از زناني كه روابط اجتماعي كمتري به دلايل مختلف در جامعه داشتهاند ميتوانند با استفاده از آن ارتباط بيشتري با جامعه پيدا كنند. بعضي از زنان ممكن است نخواهند مشخصات واقعي خود مانند اسم، سن و شغل را كه در ارتباطات سنتي معمولاً خيلي زود مطرح نميشود، با ديگران در ميان بگذارند، اما ميخواهند در موضوعي خاص اطلاعات خود را بالا ببرند و براي سوالاتي كه دارند پاسخ بگيرند. در اين شرايط اينترنت فرصت مناسب براي اين خواست را فراهم ميكند. افرادي كه به مدرسه، دانشگاه و يا اداره و كارخانهاي نميروند و شغلي ندارند به طور معمول فرصت بودن با همكلاسيها و همكاران را ندارند و از اين نظر در جامعه تنها هستند، اين عده ميتوانند از طريق اينترنت با پيدا كردن افراد مختلف بر روي شبكهء اينترنت اين مشكل را برطرف كنند. دانشمندان معتقدند افرادي كه اجتماعي نيستند و از طريق اينترنت شانس پيدا كردن دوست را پيدا ميكنند، بعدها اجتماعي ميشوند زيرا اين افراد بعد از آشنايي از طريق اينترنت، معمولاً به صورت حضوري نيز اينگونه دوستان را ملاقات ميكنند. به طور كلي تاثير اينترنت بر روي روابط اجتماعي بسيار ناهمگون است و نميتوان براي روابط اجتماعي مدل خاصي را به عنوان يك فرمول كلي و قابل قبول بر روي اينترنت بهوجود آورد.

زنان در اينترنت چه ميكنند؟ !!!!!!!
با يك جستوجوي ساده درمييابيم كه 73 ميليون و 700 هزار سايت دربارة زنان وجود دارد. باوركردني نيست. آمار عجيبي است
نميتوان گفت هركس از اينترنت چه استفادهاي ميكند اما به نظر ميرسد كاربران زن سه دسته ميشوند:
1- زنان و دختراني كه استفادهشان به گپهاي online و چك كردن email محدود ميشود؛
2- زنان و دختراني كه با نوشتن وبلاگ يا اداره كردن سايت شخصي خود بهنوعي توليد محتوا ميكنند؛
3- طراحان وب.
4- تاجران اينترنتي
در يك تقسيمبندي ديگر شايد بتوان سه طيف را ميان كاربران زن مشخص كرد:
1- كاربران 13تا 19 ساله
2- زنان تحصيلكرده و دانشگاهي
3- زنان خانهدار
دكتر يونس شكرخواه در اين زمينه ميگويد: بين اين سه طيف ميتوان يك محور مشترك پيدا كرد. آن محور مشترك اين است كه همة اين افراد احساس ميكنند در فضاي رسانههاي غيرسايبر مورد غفلت واقع شدهاند يا خود را از قربانيان رسانههاي غيرسايبر ميدانند. در رسانهاي مثل اينترنت فرصتها كاملاً برابر است. اين فضا فارغ از قومگرايي و جنسيت است. اگر رسانهاي مثل راديو ادامة صداي ما انسانها شده است يا رسانهاي مثل تلويزيون ادامة چشم ماست يا رسانههاي نوشتاري امتداد قلم ما شدهاند، اينترنت ادامة سلسلة اعصاب ماست و بهعنوان يك مديوم بر تعامل و سپس فرصتهاي سريع استوار است و بيشك دموكراتترين رسانه بهشمار ميرود.
آنچه كه مربوط به زنان مى شود امكانات و شانسى است كه گسترش استفاده از وسايل ارتباط جمعى جديد براى آنان ايجاد كرده است. فاطمه مرنيسى جامعه شناس مراكشى معتقد است كه بيش از نيمى از كسانى كه از وسايل ارتباط جمعى جديد در جهان عرب استفاده مى كنند زنانند. او مى گويد:
زنان و همينطور تمام اقليت ها در جامعه جزء كسانى هستند كه از تغيير تسلط انحصارى وسايل ارتباط جمعى بيشترين سود را مى برند. زيرا تكنولوژى اطلاعاتى جديد بر پايه عدم وجود سلسه مراتب پايه ريزى شده است.








